حوثیهای یمن با شلیک یک موشک بالستیک به سوی اسرائیل وارد درگیریها در کنار جمهوری اسلامی شدند. تحلیلها حاکی است که از آغاز جنگ احتمال ورود این گروه مطرح بود، اما برخی معتقدند آنها عمداً تا زمانی صبر کردند که بتوانند بیشترین تاثیر را بگذارند.
برخی ارزیابیها نیز میگویند حوثیها با احتیاط عمل کردهاند، زیرا حملات سال ۲۰۲۵ آمریکا و اسرائیل به یمن خسارت قابل توجهی به توان نظامی این گروه وارد کرده و نشان داده بود که این دو کشور از نفوذ اطلاعاتی گستردهای برخوردارند؛ از جمله هدف قرار دادن پرتابگرهای متحرک موشک، انبارهای تسلیحات، مراکز تولید سلاح و حتی برخی فرماندهان نظامی و چهرههای غیرنظامی.
با این حال، توان موشکی و پهپادی حوثیها بهتنهایی قادر نیست آسیب گستردهای به اسرائیل وارد کند، زیرا بخش بزرگی از این حملات توسط سامانههای دفاعی رهگیری میشود. در عین حال برخی معتقدند تداوم این حملات میتواند به فرسایش توان رهگیری اسرائیل کمک کند.
تحلیلگران میگویند مهمترین اهرم فشار حوثیها در واقع اختلال در کشتیرانی دریای سرخ است؛ مشابه اهرمی که جمهوری اسلامی با تهدید بستن تنگه هرمز در اختیار دارد. در صورت تشدید درگیری و حملات متقابل آمریکا و اسرائیل، احتمال دارد حوثیها مسیرهای کشتیرانی در دریای سرخ را هدف قرار دهند؛ اقدامی که میتواند پیامدهای قابل توجهی برای اقتصاد جهانی و زنجیرههای تامین داشته باشد.
در عین حال گفته میشود حوثیها در محاسبات خود روابط با عربستان سعودی را نیز در نظر دارند. حملات محدود به اسرائیل، در مقایسه با بستن تنگه بابالمندب در جنوب دریای سرخ، میتواند از تشدید تنش با عربستان جلوگیری کند.
برخی تحلیلها نیز این احتمال را مطرح میکنند که ورود حوثیها به درگیریها با هدف افزایش اهرم فشار جمهوری اسلامی در مذاکرات با ایالات متحده انجام شده باشد. با این حال تأکید میشود که حوثیها صرفاً یک نیروی نیابتی نیستند و تصمیمات خود را بر اساس منافع و محاسبات مستقل، هرچند در هماهنگی نزدیک با جمهوری اسلامی، اتخاذ میکنند.